عکس العمل در قبال فاجعه
عکس العمل ما در قبال فاجعه
گروهی دانش آموز را در نظر بگیریم که در مکتبی بنام هدهد درس میخوانند. این مکتب یک آموزگار دارد. کسانی که به این مکتب میروند به هدهدی معروف اند. هدهدی ها امور زنده گی شان را بر مبنای آموزه های جدید می گردانند. تا زمانیکه آموزگار شان حیات دارد هیچ مشکلی بین هم ندارند؛ در واقع، حتا احساس بیگانگی نسبت به همدیگر ندارند.
سالها بعد، پس از مرگ استاد، تعدادی از دانش آموخته گان در نسل های بعدی هدهدی ها، که خود را پاپا مینامند، با باور مثبت که هنوز درقبال آن کتاب دارند و با پیروی از گفتار بجا مانده از آن آموزگار امور زنده گی شان را می چرخانند و گذشت زمان نیز آنها را با مشکلی خاصی مواجه نمی کنند. اما عده دیگری از دانش اموخته گان نسل جدید، که خود را چاچا مینامند، با درکی متفاوتی که از کتاب و گفته های آموزگار مرحوم نایل می آیند، به این باور میرسند که پاپایی ها راه استاد را غلط رفته اند و لهذا شایسته مرگ اند. چاچایی ها با این برداشت شان از پاپایی ها جنایتی را علیه آنان مرتکب میشود و تعدادی از آنان را بقل میرسانند و به آن افتخار نیز میکنند.
حادثه های ناگوار این چنینی البته در طول هزار و چند ساله مکتب هدهدی بی سابقه نبوده است؛ عکس العمل ها نیز کم وبیش یکسان بوده است. اما وضعیت زمانی جالب میشود که اخیرا عده از پاپایی ها عکس العملی بی سابقه یی را از خود نشان میدهند و ادعا میکنند که آنها از اول در اشتباه بودند؛ آنها نتیجه میگیرند که مکتب هدهدی بخودی خود خاصیت ضد بشری داشته و خشونت زا بوده است و اینکه گویا گذشته گان آنان بکلی زنده گی عبثی داشته اند (بگذریم از اینکه خشونت در ذات بشر است - با مکتب یا بی مکتب – خشونت نژادی، لسانی، قبیلوی، منطقه یی....). این پاپایی هایی "روشنفکر" تلاش میکنند به غیر روشنفکران خودی بفهمانند که: " مکتب بی مکتب؛ بچسپید به نژاد تان تا دیگر مورد حمله قرار نگیرید (بگذریم از مفیدیت یا عدم مفیدیت آن)." روشنفکران پاپایی، برای اینکه در کار شان موفق باشند گفتمان جالبی را پیش می کشند که نکات ذیل را شامل میشود:
پشیمانی و ندامت از گذشته هدهدی (پاپایی) خود؛ تمسخر آموزگاراولیه و آموزگاران بعدی مکتب هدهدی؛ توجیهات عقل گرایانه در خصوص باور هدهدی ها– به ویژه باور پاپایی ها (سنجش عقیده با عقل!)؛ بی مکتب بودن یعنی انسان تر بودن؛ یعنی خشونت را فراموش کردن (ممکن / ناممکن؟)؛ بی مکتب بودن یعنی از خطرات مصئون بودن (ممکن / ناممکن؟).....و هکذا.
در رابطه با قصه هدهدی ها این پرسش ها مطرح است: آیا مردمان سنتی و مذهبی پاپایی این گونه روشنگرایی ها را استقبال خواهند کرد؟ آیا عاقلانه است که در چنین حالتی کل مکتب هدهدی ها بباد انتقاد گرفته شود و بعنوان یک مکتب ضد بشری معرفی گردد؟ آیا چاچا یی ها انتقاد از جانب پاپایی ها را در خصوص مکتب هدهدی قبول خواهند کرد یا برعکس با استناد به این انتقاد ها حملات شانرا بر پاپای ها افزایش خواهند داد؟ آیا تضمینی وجود دارد که در صورت بی مکتب شدن پاپایی ها، آنها از جانب چاچایی ها صدمه یی نبینند؟ چنین عکس العملی غیر مترقبه چه تصویری از پاپایی ها و خاصیت شان در ذهن چاچایی ها مجسم میکند؟ و آیا چنین تصویری کفرآمیز به سود پاپایی ها خواهد بود؟
نویسنده در صدد ابراز دیدگاه اش در قبال موضوعات اجتماعی، دینی و سیاسی مطرح در اجتماع اش میباشد؛ گاه خود چیزی می نویسد و گاه مطلبی دارد بر نظرات دیگران.